عام وخاص 1 PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر سایت   
يكشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۱۵

سیدجعفر بوشهری

تعریف-در الفاظ قانون غالبا بکلماتی بر میخوریم که بر همه مصادیق خود بدون‏ قید و شرط و بلا استثناء منطبقند مثلا ماده 178 قانون مجازات عمومی.هر کس جسد مقتولی را با علم بقتل مخفی کند یا قبل از اینکه باشخاصی که قانونا مأمور کشف و تعقیب‏ جرائم هستند خبر دهد آنرا دفن کند از دو ماه تا یکسال محکوم بحبس تأدیبی خواهد شد لمهء مقتول در صدر ماده عام است و بنابراین هرگونه قتلی اعم از عمد-غیر عمد-قتل‏ حین منازعه و همچنین نسبت بقتلی که بوسیلهء ادویه و مشروبات یا بوسیلهء اسلحه‏های سرد و گرم صورت گرفته باشد صادق و بر آنها منطبق است.چنان لفظی که واجد چنین بسط و توسعه ‏ایست در فن اصول عام خوانده میشود.

ولی همینکه دایره حکومت عام باالحاق عرضی محدود گردد از آن لفظ محدود بخاص تعبیر میکنند.-مثلا مادهء 10 قانون مدنی قراردادهای خصوصی نسبت بکسانیکه‏ آنرا منعقد نموده ‏اند در صورتیکه مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.در اینجا لفظ قرارداد عام نیست-کله خصوصی که بدنبال قرارداد ذکر گردیده موجب شده است که‏ بسیاری از قراردادها را گو اینکه مخالف صریح قانون هم نباشند غیر نافذ تلقی کنیم زیرا لفظ قرارداد قدرت خود را از دست داده و چون شامل همه انواع قراردادها نیست آن را خاص نامیده‏اند.

اقسام عام-عام بر سه گونه است:

1-عام استغراقی یا عام افرادی

2-عام مجموعی.

3-عام بدلی.

1-عام استغراقی یا عام افرادی-هرگاه حکمی که بعامی تعلق گرفته است هر یک از افراد عام را جدا جدا فرا گیرد چنین عامی را استغراقی یا افرادی گوئیم.مثال- ماده 180 قانون مجازات عمومی«هر کس بواسطهء ضرب یا هر نوع اذیتی عمدا موجب‏ سقط حمل زنی گردد بحبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوم خواهد شد»عبارت‏ هر کس در آغاز ماده عام است و از عامهای افرادی زیرا این راست است که در اینجا ظاهرا یک حکم و یک موضوع بیش نیست ولی در حقیقت این حکم بتعداد افرادیکه مرتکب سقط جنین شده‏اند تعدد یافته و برای هر فردی یک حکم مجازات صادر شده است.

2-عام مجموعی-هرگاه کلیهء افراد عام یکجا موضوع حکمی قرار گیرند بدین‏ نحو که حکم بتعداد افراد عام شکسته و مقسم نگردد چنین عامی را مجموعی نامند مثلا ماده 737 آئین دادرسی مدنی.در کلیهء دعاوی راجعه باموال اعم از منقول و...مدت) مرور زمان ده سال است.ده سال عاملی است که افراد آن واحد زمان(روز یا ماه یا سال) بوده ولی برای این افراد جدا جدا حکمی موجود نیست بدین معنی که بر مرور یک یا چند واحد از زمان تا هنگامی که بحد مطلوب نرسد اثری بار نخواهد بود.

3-عام یدلی-هرگاه از حکمی که بعامی تعلق گرفته است چنین استنباط گردد که فقط یک فرد از آن عام منظور بوده-النهایه این فرد در عام منتشر و بنابراین چون‏ حکم نیست بیکفرد از افراد آن عام اجرا گردد مقصود حاصل خواهد شد چنین عامی را عام بدلی خوانند مثال-ماده 1232 قانون مدنی.با داشتن صلاحیت برای قیمومیت‏ اقرباء محجور مقدم بر سایرین خواهند بود«لفظ اقرباء»از عامهای بدلی است زیرا همینکه یکی از آنها بقیمومت منصوب گردید از دیگران حکم مرتفع میگردد.

ناگفته پیداست که اگر با عام قرینهء حالی یا مقالی وجود داشته و بموجب آن بتوان‏ عام را بر یکی از اقسام فوق حمل کرد نزاعی نیست ولی در صورت فقدان قرینه تکلیف چیست؟

باید دانست اصل در احکام شمول آنها است بر همه افراد موضوع حکم و بنابراین‏ عدم ترتب آثار و رفع تکلیف از یک یک افراد و بعبارت دیگر حمل حکم بر عام مجموعی یا بدلی محققا محتاج بدلیل یا قرینه است پس در صورت فقدان یکی از اینها عام را از درجهء افرادی بایستی محسوب داشت.

اقسام مخصص-:

1-مخصص متصل

2-مخصص منفصل

1-مخصص متصل همانگونه که از نامش نیز آشکار است ضمیمهء عام و بدان متصل‏ است.ماده 17 قانون مطبوعات محرم 1326.«طبع و نشر اعلانات آزاد است لکن‏ اگر مضمون اعلان شامل قبایح و فضایح باشد...»ادارهء نظمیه حق توقیف اینگونه‏ اعلانات را داشته...

در اینجا بموجب حکم عام مندرج در صدر ماده نشر هرگونه اعلانی اعم از اینکه‏ بزیان ایرانی باشد یا غیر آن-رمز باشد یا کشف مربوط بفرد باشد یا اجتماع و خلاصه‏ بهر شکل و نحوی آزاد است النهایه عبارتیکه از لکن اگر...آغاز میگردد بر حکم‏ عام تخصیص دارد و انتشار اعلانی را که شامل قبایح و فضایح باشد جائز ندانسته است‏ که خود مخصص عام و از نوع مخصص متصل است.

2 مخصص منفصل-اگر بموجب قانون یا مادهء حکمی عام مقرر گردد و سپس به‏ موجب ماده یا قانونی دیگر مورد تخصیص قرار گیرد چنین مخصص را مخصص منفصل‏ خوانند مثلا ماده 102 قانون مجازات عمومی«هر یک از اجزاء و صاحبمنصبان دولتی‏ که در حین اجراء وظیفه خود....تزویر کند...محکوم بحبس با اعمال شاقه از پنج الی ده سال خواهد بود»که توسط ماده 46 همان قانون.در حق مردانی که عمر آنها متجاوز از شصت سال است و همچنین کلیهء زنها حبس با اعمال شاقه و حکم اعدام‏ جاری نمیشود....مخصوص گردیده است.ماده اخیر از جهت انفصال از ماده قبل‏ بمخصص منفصل موسوم گردیده است.

لازم بتذکر است که در مورد برخورد خاص بعام توسعه معنی خاص جایز نیست- توسل بقیاس و تمثیل(بالاخص قیاس بطریق اولویت)و در نتیجه تعمیم خاص متأسفانه در محاکم ما رایج گردیده-غافل از اینکه خاص که استثناء وارد بر اصل تعمیم عام است‏ محتاج بنص صریح بوده و جلوگیری از اثرات عام از طریق احتمال امریست خلاف‏ منطق و قبیح.

همچنین تضییق دایره خاص نیز خلاف اصل است یعنی همینکه خاص بر فردی منطبق‏ گردید هیچ عارضه یا وصفی مجوز رفع حکم خاص از آن فرد نتواند بود.مثلا در حکم‏ مخصص متصل فوق همینکه اعلانی از قبایح و فضایح تشخیص گردید دیگر بهر زبان و بیانی‏ ولو بطور کنایه یا رمزی و سری موجب توقیف خواهد بود.و در مثال مخصص منفصل‏ همینکه کسی بسن شصت سال رسید گو اینکه دارای بنیه سالم و مزاجی مستعد باشد نمیتوان او را باعمال شاقه محکوم ساخت-و اگر هنگام محکومیت شصت سال نداشته‏ ولی ضمن تحمل مجازات آنرا دریابد بازهم موجب رفع مجازات حبس با اعمال شاقه‏ از وی خواهد بود.

و اما بر هر یک از مخصص متصل و منفصل تقسیماتی یاد گردیده بدین شرح.

اقسام مخصص متصل.-

1-صفت

2-شرط

3-اتثناء متصل.

4-غایت.

1.صفت-ماده 96قانون امور حسبی.محجور ممیز میتواند از قیم برای‏ ندادن هزینه و...شکایت نماید«که حکم این ماده بعلت لزوم صفت تمیز در محجور مخصوص گردیده است.

2-شرط-ماده 45 قانون مجازات عمومی،در موارد جنحه اگر اوضاع و احوال‏ قضیه مقتضی تخفیف باشد محکمه میتواند مجازات حبس تأدیبی را تا هشت روز تخفیف‏ داده یا آنرا تبدیل بغرامت نماید-عبارت و اگر اوضاع و احوال قضیه مقتضی تخفیف‏ باشد.مخصص است پس آثار و احکام جنحه از لحاظ مجازات مشمول مادهء فوق خواهد شد که این مخصص عام مشروط بتحقق گردیده آنرا مخصص شرط گوئیم.

3-استثناء متصل-بموجب ماده 49 قانون مجازات عمومی تعلیق مجازات موجب‏ تعلیق تمام آثار مترتبه بر او خواهد بود ولی موجب تعلیق تادیه مخارج محاکمه و تادیه‏ ضرر و خسارات وارده نخواهد شد.از حکم تعلیق تمام آثار مترتبه-مخارج محاکمه و تادیه ضرر و خسارت استثنا گردیده که خود مخصص حکم و از جنس استثناء متصل است.

4-غایت-همینکه اثرات حکم عام بمرز معینی از زمان یا مکان محدود گرددگوئیم که عام بمخصص غایت برخورده است ماده 195 قانون مجازات عمومی و هر کس‏ طفلی را که تازه متولد شده است بدزدد یا مخفی کند...بششماه الی سه سال حبس‏ تأدیبی محکوم خواهد شد عبارت از سه سال مخص غایت است بدینگونه که پس از انقضاء آن حکمی وجود نداشته و در نتیجه عام در چهار دیواری از زمان محصور گردیده است‏ و مادهء 7 قانون مدنی«اتباع خارجه مقیم در خاک ایران از حیث مسائل مربوط باحوال‏ شخصیه...مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود.»

که خاک ایران در مادهء فوق از لحاظ تعیین مرز معینی برای اطاعت اتباع خارجه‏ بقوانین شخصی مخصص غایت است.

اقسام مخصص منفصل-مهمترین تقسمیاتی که بر مخصص منفصل شده است یکی عقلی‏ است و دیگری لفظی.

1-مخصص منفصل عقلی-همینکه عقل بر حکمی عام وجود مخصصی را ضروری‏ تشخیص کند بدون اینکه در هیچیک از مواد قانونی بدان تصریحی بعمل آمده باشد این‏ مخصص را مخصص عقلی گوئیم مثلا مده 9 قانون تشدید مجازات رانندگان و کسانی‏ که بدون پروانه رسمی اقدام برانندگی وسائط نقلیه موتوری نمایند...بحبس تادیبی‏ از یازده روز تا دو ماه و جزای نقدی از 200 ریال الی 12000 ریال محکوم خواهد شد.اگر حکم این ماده بدون هیچگونه تخصیصی مورد اجرا قرار گیرد و کسی بدون داشتن‏ پروانه رانندگی نکند ناچار رانندگان معاصر قانونگذار چون منقرض گردند از فن رانندگی‏ نیز اثری بجای نخواهد ماند زیرا از یکطرف تا کسانی واجد علم و تجره در فن رانندگی‏ نباشند بدانها پروانه داده نخواهد شد و از طرف دیگر حصول تخصص که مقدمه تحصیل‏ پروانه است جز با تمرین و ممارست قبلی که ناچار بدون داشتن پروانه صورت میگیرد جرم و موجب مجازات است.پس ناچار بر حکم عام فوق یک مخصص عقلی ضروریست‏ بدین شکل که مثلا جز آنها که برای آموختن فن و آنهم در خارج شهر رانندگی کنند.

2-مخصص منفصل لفظی-همانست که در تعریف مخصص منفصل از آن سخن گفتیم

برگرفته از سايت راه مقصود

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۴۴